خواب در بيداری...

.

.

تلخی ناب شراب...

کاش میشد همه  شیرینی کامم میشد.

ساعت اخبار است !

کاش میشد سرم  از لای کتاب ،

لای پیوند هجاهای حقیقی میماند.

بوی باروت دیانت

لایهء مبهم استدلال

جای خالی حقوق بشر آنسوی زمین

میشود گفت ، چه راحت ،

شده همسایهء من ،

نوکر استعمار !

و خودم ...

به صلیبی که خودم ساخته ام ...

آویزان !

خواب میبینم

در بیداری...

و چه گرماگرمیست ...

قهرمانهای حماسی همه در حمامند !

تن به آب کـُــر بی غـیرتی و شهوت و تخدیر و هوس میشویند.

دوستانم همه در پای صلیب ،

اشک تمساح به پای  سخنم  میریزند !

میخ  بی فرهنگی ...

میخ  وحشت ،

میخ  تاریخ ...

و بی وزنی آزادی فکر...

خاک بی حوصله است !

عطش مـُفـرت عشق ،

سرب داغ منشور...

کلمه...

اســم  بی معنی یک فلسفهء پیر

لغت سفلهء دانش !

من...

درخت...

استبداد...

دین ...

خواب ارزانی بنزین

خواب یک شام لذیذ...

پای دیوار بلند زندان !

وسعت فکر ریا...

بند های  آدیداس...

دور یک ورزشگاه !

کاش آزادی هم سهمیه بندی میشد !

سهم هر کس : یک دقیقه در خواب...

 

/ 42 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ArEzOo

مگه الان آزادی سهميه بندی نيست؟! سلام قشنگ بود

محمود

ناگهان طلوع كننده اى طالع گشت، درخشنده اى درخشيد، آشكار شونده اى آشكار گرديد. آنچه از جاده حق منحرف گشته بود به راه راست بازگشت، خداوند گروهى را به گروهى ديگر تبديل كرد و روزگارى را به روزگارى ديگر دگرگون ساخت. و ما همانند كسانى كه در خشكسالى، چشم انتظار بارانند، در انتظار اين دگرگونيها بوديم»...سلام دوست عزیزخجسته میلاد یگانه منجی عالم بشریت رو بهت تبریک میگم....در ضمن خلوت خیال به روز شد... در پناه او

زيتون

سلام مهربون خوش قلم سلام

فرزانه شيدا

سلام شعر زيبائی بود هماهنگ با دردهای جامعه وزندگی اعشق یعنی... عشق یعنی دیدن یک آینه .... دیدن خود... لیک دیداری ز یار.... تا ببینی در وجود ت یار را .. او که شد بر دل تمام زندگی.. دیدن آن دل طپیدنهای گرم... در نگاهت گرمی عشقی ،باو ... بر لبانت ،نام او جاری ، روان در کنارش بودنی در هر زمان... در امید و آرزوها ...در خیال... تا رسیدنها باو ... تابه وصال... زندگی :یعنی ترا عاشق شدن ... همره نام تو هم جاری شدن... چشمه ’ جوشان و گرم عاشقی ... در وفایت تا ابد راهی شدن!!! از:ف.شیدا همواره شاد باشید وموفق منهم به روزم و منتظر قدمهای سبز شما در آشیانه شعر

متین

نالیدن را چه کار کنم؟ داد کشیدن را چه کار کنم؟! ببین که تا کجا محرومم! ببین که به چه چیزها نیاز دارم و ندارم، چه آرزوها دارم و نیست!

محمد حسين پورمعصومی

سلام فرداد دستت درست ... سوژه ها خوبن نسبت به رويه ی زبان سخت گير تر باش .اين سوژه با اين وزن حماسی و زبان خاص خودش قشنگه اما به فکر ادبياتش هم باش زنده باد فرداد

سحر

سلامممممممم ممنون که بهم سر زدی من اپمممممممم خوشحال می شم بيای فعلا

ج.ش.

سلام منتظر پست جديد هستيم

مستانه

عاليه مطالبتون . خيلی خوشم اومد .