خنجری در مشت ؟

.

دستهای یخزده،

راه خورشید

از میان کدام خاطره میگذرد ؟

 کدام بیتوته

در کمین صدای هنجار صداقت نشسته

تا گوارا ترین بوسهء آلایش را

چون خنجری

بیدریغ

بر پشت آرزوهای خشکی زده از تراوش دانه های یاءس

بنشاند.

خنجری در مشت

خنجری بر پشت

...

دکتر !

مشکل من مثل همه نیست !

من با خودم درگیرم !

عجب !

خنجری بر پشت !

پشت کدام را میجوید

خنجر فشرده در مشت ؟

همه روبروی هم ...

کاش دیواری میشدیم

سترگ

برای پشت خستهء خنجر خوردهء خمیده ای

کاش

دردت درد دیگران بود.

/ 28 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رزا

سلام دوست قديمي/ممنونم که به يادم بودی....همیشه شاد باشيد

سارااااااااااااااااااااا

دل من چه خردسال است ساده مي نگرد... ساده می خندد....ساده میپوشد.... دل من از تبار ديوار های گلی است ساده می افتد... ساده ميشکند....ساده می ميرد...دل من اما سخت ميگيرد...... به روزم.............

سارااااااااااااااااااااا

دلم عاشق باران و صدای دلنشین آن است... رگبار و خیس شدن زیر باران... برایم مانند با تو بودن زیباست... نمی دانم خیس تر شوم یا... ................................................

mahmood

salam aziz che mikoni ba roozegar?

mahmood

دلتنگم انچنانکه که اگر بینمت به کام خواهم که حاودانه بنالم به دامنت شاید که جاودانه بمانی کنار من ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت تو آسمان آبی و آرام و روشنی من چون...........................

mahmood

زيبا‌‌‌‌‌، زيبا هواي حوصله ابريست چشمي از عشق ببخشايم تا رود آفتاب بشويد با تو دلتنگي مرا زيبا، زيبا هنوز عشق در حول و حوش چشم تو مي گردد از من مگير چشم دست مرا بگير و كوچه هاي محبت را با من بگرد! يادم بده چگونه بخوانم! تا عشق در تمامي دلها معني شود! يادم بده چگونه نگاهت كنم، كه طرّي بالايت در تند باد عشق نلرزد! زيبا آنگونه عاشقم كه حرمت مجنون را احساس مي كنم آنگونه عاشقم كه نيستان را يكجا هواي زمزمه دارم آنگونه عاشقم كه هر نفسم شعر است! زيبا چشم تو شعر چشم تو شاعر است من دزد شعرهاي چشم تو هستم!

م ر ی م

میبینمت... چیزی برای گفتن ندارم ! فقط سلام. و نگاه... همین کافی نیست ؟

قلب شيشه ای

هيچکس با من نيست !...مانده ام تا به چه انديشه کنم...مانده ام در قفس تنهايی...در قفس ميخوانم ... ! چه غريبانه شبي است...شب تنهايی من

پدربزرگ

کاش دردت درد دیگران بود. سلام فرداد جان واقعا کاش همین طور بود. چرا همه مثل من و تو فکر نمی کنند؟ بنویس شاید تاثیری بر دلی بزاره که رسالت من وتو نوشتن است. بدرود.