ته دریا ... یه ستاره ست...

...

...

 

خر عیسی را گرفتیم !

معجزه میکند ولی هنوز شـفا نمیدهد.

عیسی هم قهر کرده با ما

امداد غیبی ، نمیکند.

ماندیم با خر لنگ و شولای شیطان.

سنگی که میخ

به خود راه نداده

این همه سال.

یهودا شدیم اینسان بی درنگی

بی عشق ،

با کتاب...

واژه را حرام میکنیم ...

بی ذوق

با شتاب...

نُت پشت ِ نُت...

دل اِی دل اِی

خود مانده ایم و حوض ِ وی.

در حوض ،

پُشتک میزنیم.

کوچک می آید

بزرگ میشویم ،

حوض ،

کوچک میماند.

میرویم دنبال ستاره ای

کف ِ دریا...

میرسیم به خدا.

عاشق میشویم

بی شائبه ای ،

خجسته از گیر و دار روز...

...

...

/ 7 نظر / 10 بازدید
سپهر

سلام موفق باشی.. کارتون خوبه..

مریم م

سلام. سرافرازمان کردید دوست قدیمی. منتظرم بابت ایمیل. و نابغه‌گی هم از خودتان است [چشمک]

افشان طریقت

آیا عیب از خر عیسی است که معجزه نمی کند یا عیب از ماست که فکر می کنیم خر عیسی معجزه می کند. در این شعر، نوعی خستگی فکری جاری است. این خستگی، حتی بر کلمات شما هم شَتَک زده است.

سهراب

وبلاگ قشنگی داری به ما هم سر بزن http://www.iranianfx.com