آمدم !

دوستان خوبم...

مهربانان ... عاشقان ... همدلان ... همصحبتان ... همراهان ... همنشینان ...

از محبت سرشار شما هرچه بگویم کم است ... اندازه نیست برای عشقتان ... مقیاسی ندارم برای مهر و محبتتان... چه حقیرم که حتی راه خانه هاتان را نمیدانم تا شاخه گلی نثارتان کنم به پاس حرمتتان.... حیف !

همیشه شکوه ام از عشق بوده ...

شادیم هم ! 

همیشه گله ام از عشق بوده ...

شکر گذاریم هم !

برای من عشق با آفرینش همواره عجین بوده و هرگز حاضر نیستم که جز به چشم عشق ، به کسی یا چیزی بنگرم...

عشق پایه و اساس هستیست ...

اگر عشق را از ذات هستی بپوشانی دیگر هیچ چیزش کمال ندارد.

بیایید از عشق نترسیم ، نگوییم عشق وجود ندارد ، خودمان را گول میزنیم . عشق که تمام نمیشود برود پی کارش ، در ضمیر ما ، آشکار و پنهان میشود ، باید نگه داشتنش را یاد بگیریم. عشق ، تصاحب معشوق نیست... عشق گول نمیزند ، عشق دروغ نمیگوید ، عشق ترس سرش نمیشود ، عشق نمیمیرد ، عشق نمیمیراند ...

عشق میرویاند ، عشق میسوزاند ، عشق میخنداند ، عشق میگریاند ، عشق روی صلیب میرود ...

عشق ... خداست !

                         بیا ما هم خدایی بشویم ...                                                                      

/ 14 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سهیک آخرین ترانه ی باران

فرداد جان با درودی گرم........وتهنيتی فراوان به بهانه نوروزهميشه پيروز بهاردل انگيز و سال نوين.. براستی که اگرعشق نباشد هيچ چيز نيست البته برخی هنوز ازعشق تصويرروشنی ندارند وشما گلچين واژ ّه های ناب خوب می دانی که عشق چيست....... دوست سراينده ام دل نوشته هايت را دريافت کردم....... اگرمهلتی شد با هم گفتگو می کنيم آری......... عشق خداو خدائيست و هرکه عاشق شود و دردرون عشق گم و ناپيدا اين را می داند تندرست و شادکام باشی نازنين دوست با احساس من

مریم

سلام ..از اظهار لطفتون سپاسگزارم // عشقی داغی ست که هماره بر جای می ماند

shohreh

سلام فرداد جان امیدوارم که همیشه دلت پر عشق باشه . کاش همه میتونستن اینجوری فکر کنن. آدما کم کم دیگه دارن عشق رو فراموش میکنن همینه که زندگی اینگونه بدرنگ شده . سبز باشی.

پگاه و شهرزاد

بوي باران بوي سبزه بوي خاك شاخه هاي شسته باران خورده پاك آسمان آبي و ابر سپيد برگهاي سبز بيد عطر نرگس رقص باد نغمه شوق پرستو هاي شاد خلوت گرم كبوترهاي مست نرم نرمك مي رسد اينك بهار خوش به خال روزگارا خوش به حال چشمه ها و دشت ها خوش به حال دانه ها و سبزه ها خوش به حال غنچه هاي نيمه باز خوش به حال دختر ميخك كه مي خندد به ناز خوش به حال جام لبريز از شراب خوش به حال آفتاب اي دل من گرچه در اين روزگار جامه رنگين نمي پوشي به كام باده رنگين نمي نوشي ز جام نقل و سبزه در ميان سفره نيست جامت از ان مي كه مي بايد تهي است اي دريغ از تو اگر چون گل نرقصي با نسيم اي دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب اي دريغ از ما اگر كامي نگيريم از بهار گر نكويي شيشه غم را به سنگ هفت رنگش ميشود هفتاد رنگ. (( عیدت مبارک ))

فرشته مهر

بهار پشتِ پهار می دود و رايحه ايران چون آويزِ دست های گُلگونِ بهار با گذرِ هر بهار،به مشام می رسد و باز می دود...تا بيايی نَفَست را به عطرش، تازه کنی..باز می رود... این است من هر سال بهار را گم می کنم..و قدم هایم به قدم هایش نمی رسد... رایحه ایران هر سال می آید و میرود... و من هر بهار دلم هوای خانه و کوچه و خیابانِ ایران را می کند راستی چقدر زود می گذرد هر سال، اينجا... عيدتان مبارک هم ميهن نازنين و ناديده ام

فرشته مهر

انگار که همين ديروز ببود سال ۱۳۸۴ انقدر اينجا زمان سريع می گذرد که اصلا بوی ايران و بهار گم می شود...اين روز ها چقدر خواب ايران و تهران را می بينم برگشتن برايم رويا شده!

محمود

آبـي پـهنـه‌ي دريـام، اگـر بگـذارند باور انگيزترين لحـظه‌ي دنيام، اگر بگذارند از نـهان جايِ جهـان، سـوي شما مي‌آيم مـژده‌ي وعـده‌ي فـردام، اگر بگـذارند مي‌نشـستم به لب سـاحل كارون تا صبح غـرق ايـن جـاري رؤيـام، اگر بگذارند گوشـه‌اي كنـج خودم، در پس ديوار تنم با شب و شعـر و تـو تنـهام اگر بگذارند سـال‌ها رفت ولـي پيـر نشـد خاطره‌هام پشـت آييـنه چـه پيـدام اگر بگـذارند چشـم مخصوص تماشـاست اگر بگـذارند و تـماشاي تـو زيبـاست، اگر بگذارند سنـد عقـل مُشـاعي‌ست، هـمه مي‌دانند عشـق امـا فقـط از ماست، اگر بگذارند وقتـي اظهار نظـر كـرد دلـم فـهميدم عشق هم صـاحبِ فتـواست اگر بگذارند دل دريـاييِ مـن، اينهـمه بيهـوده مگرد خـانه‌ي دوسـت همين‌جاست اگر بگذارند

محمود

باز كن پنجره چشمت را....و به خورشيد بگو....كه كسي آمده است...تا بتابد امروز...و بخواند قصه سبز رهايي را بر شاخه خشك....سلام به فرداد از گل عزيزتر و از آب زلالترم....و بهار در راه است ...سال پر ماجرايي گذشت، تنيده اي از خوبيها و بديها، غمها و شاديها، در دقايق نزديك شدن پيوند زمستان خسته به بهار شورانگيز صميمانه ترين درودها و خالصانه ترين شادباش ها رو تقديمتون مي كنم . اميدوارم سال 85 ، سال آرزوهاتون باشه و بهترينها رو بدست بيارين....اي صميمي اي سبز ....باز كن پنجره چشمت را ...كه بهاري روشن مي دمد با خورشيد...باز كن پنجره چشمت را ....نوروز 85 خجسته و پيروز ... شاد باشيد و شاديبخش ...دوست دار همه شما محمود

آدينه بوک

سال نو مبارک! آدينه بوک، سالي سرشار از موفقيت و سلامتي براي شما آرزو مي کند.

فرداد

با سلام ! امروز اتفاقی آدرس اینجا رو پیدا کردم ! داشتم پستهای قدیمیمو میخوندم و یکهو رسیدم به اینجا. هنوز اون یکی بلاگتونو نرفتم ولی حتما اونجا هم پیغام میذارم. خوشحالم که بلاگتو پیدا کردم و اینبار اگه اجازه بدی میخوام اد کنم که دیگه گم نشیم !! باشه؟[گل]