همراه شو عزیز

.

.

ماه ،

هیچ وقت آب را نمیفهمید

اگر دنبال نور نمیگشت.

ما ،

انسانیم.

 که با تمام ِ درد ،

در این شبها

که ماه هم هست

شور هم هست

زور هم هست...

ما،

میزنیم صدا

یکدیگر را.

آهای

ای دورترین انسان از من ،

صدای من تا کجای هواس ت می آید .

آنجا که میگویم خورشید پشت ماست...

تو را میخواهم بر پشت

تا من بدوم و تو شلیک کنی

نشسته بر پشت شیر

بسوی آنکه من و تو را 

بسوی عدم خویش برمیانگیزاند .

بسوی اهریمن که وارث تاریکیست،

الله ُ اکبر

بیدارم اینجا

پیش رویت ایستاده ام تا دم مرگ

به جان تو سوگند با توام تا آخر

از پشت ِ من بتاز

این خوان هفتم است...

پنج هزار سال این رویِ خورشید بود و ماه...

پنج هزار سال ِ بعد را

تو با من بساز.

با دست ِ من بگیر

با قلب من بزن

 

/ 13 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی

فردا ، روزی میشود فرخنده در تاریخ ما ... چون ما امروز به یک جا نگاه میکنیم. فردا میبوسمت و تو از من آبستن میشوی. و هفتاد میلیون و بیشتر از کودکان ما آزاد میشوند. فردا روز فرخنده ایست. حتی اگر من امروز اینجا بمیرم. /\ ... 16 آذر با ما ئیم.

محمود

گرگها خوب بدانند در این ایل غریب گر پدر مرد تفنگ پدری هست هنوز گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند توی گهواره چوبی پسری هست هنوز آب اگر نیست نترسید که در قافلمان دل دریایی و چشمان تری هست هنوز

محمود

سلام فرداد جان با روزگار در چه حالی؟[گل][گل][گل]

فقط یک بهار

درود بر شما... این روح ایران دوستی ی شما را خیلی می ستایم... تصاویر زیبایی آفریده بودید.[گل]

مهتاب

به روزم استاد...

مهتاب

19 آبان که خوندمش قلبم لرزید....

مهشید

ما باید همیشه دنبال نور باشیم حالا از هر منبعی میخواهد باشه[لبخند]