صبای کولی هم کوچید...

.

.

سکوت میکنم اینبار...

نه که بی پاداش بماند یگانگی دستانت

با این آسمان غریب ،

نه !

نه اینکه حرفی نداشته باشم

نه !

که ملایمت نگاهت

اندیشه ام را کوچ بدهد به سکوتی ناگذیر

نه !

واژه هم اینجا اندازه اش را گم میکند...

جایی نبود این مَجاز ِستان

این مجازه بازار

که دل ِ غریبت را بیاوری

بگذاری اش به امان رهگذری

به امید التیام .

.

.

/ 15 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هدی

سلام مرسی من هم شما رو لینک کردم

رويـــــا

خب حالا چراغ تونل بينمان روشن خواهد ماند تا .... مي داني در آغاز سكوت سرشارت مي كند از ناشناخته ها و در پايان طولاني اش خاليت مي كند از اهنگ حركت و ضربان زندگي .... نشاني ات را كاشتم .[گل]

گلاله

من آپم گلم منتظر حضور گرمت هستم

محمود

و ما مانده ایم و دلی که التیامش حتی در بازار حقیقت نیز دست نیافتنی است...

محمود

و ما مانده ایم و دلی که التیامش حتی در بازار حقیقت نیز دست نیافتنی است...

محمود

سلام استاد ... چه می کنی با روزگار؟

بنفشه

آسمون همه جا اینجوریاستتتتت. مجازی و غیر مجازی هم نداره من اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی که میبینم بد اهنگ است.............

گلاله

منم آپم منتظر حضور گرمت هستم

zari

[لبخند]سلام وب قشنگي و منحصر به فردي داري موفق باشي منتظر فدم سبزتان هستم