فقط سلام !

.

.

میبینمت...
چیزی برای گفتن ندارم !
فقط سلام.
و نگاه...
همین کافی نیست ؟
ما توان بیش از این را داشتیم و باورمان نشد...
این دستهای ما بود که بنفشه را زیباتر کرد.
این ، نگاه تو بود که دریا را خنداند
و بهار را قسمت کرد...
حالا بخندیم ؟!
بلند ؟!
پس اول پاشو بخار روی شیشه رو پاک کن...

...

/ 28 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زيتون

سلام ميدونی قشنگ تر می نويسی مهربان ما رو کی دعوت می کنی برای شنيدن؟

مصلوب

برخيز تا يکسو نهيم اين دلق ازرق فام را...

محمود

پشت هر چهره شهري است كوچه هايش پر رمز پر راز آسمانش چشم گاه باران گاه آبي وزماني پر پرواز كبوترها باغ اين شهر پراز قاصدك است همه اينجا منتظرند چشم به راه خاك اين شهر پراز خاطره سبز مسافرهاست نقدي بايد زد قصه بكر شنيدن دارد پشت هر چهره شهري است پرشمع پر نذر آرزوها بادبادكهايي رقصان در هوا سرگردان فرصتي بايد براي دل بستن ديدن.... پشت هر چهره شهري است دروازه لبخند كجاست؟؟؟؟

زيتون

سلام

محمود

نه! کاری به کار عشق ندارم! من هیچ چیز و هیچ کسی را دیگر در این زمانه دوست ندارم انگار این روزگار چشم ندارد من و تو را یک روز خوشحال و بی ملال ببیند زیرا هر چیز و هر کسی را که دوست تر بداری حتی اگر که یک نخ سیگار یا زهرمار باشد از تو دریغ می کند... پس من با همه وجودم خودم را زدم به مردن تا روزگار ، دیگر کاری به کار من نداشته باشد این شعر تازه را هم ناگفته می گذارم... تا روزگار بو نبرد... گفتم که کاری به کار عشق ندارم!

محمود

كجايي رفيق خوب روزهاي من.... رفيق روزهاي خوب من!!!؟؟؟

زیتون

سلام مهربان ممنون از لطفتون اما مطمئن باش اين خبرها نيست بنويس بنويس دير زمانيست که مشتاق شنيدنم

سارااااااااااااااااااااا

دلمان خوش است که مي نويسيم و ديگران مي خوانند و عده اي مي گويند , آه چه زيبا و بعضي اشک مي ريزند و بعضي مي خندند دلمان خوش است به لذت هاي کوتاه به دروغ هايي که از راست بودن قشنگ ترند به اينکه کسي برايمان دل بسوزاند يا کسي عاشقمان شود با شاخه گلي دل مي بنديم و با جمله اي دل مي کنيم دلمان خوش مي شود به برآوردن خواهشي و چشيدن لذتي و وقتي چيزي مطابق ميل ما نبود چقدر راحت لگد مي زنيم و چه ساده مي شکنيم همه چيز را . . .

صمد

سلام مطالب خوبی داری عزیزم[دست] اگه امکان داره ازدلتنگی ها برام بنویسید از جدا شدن ازتنهایی .وبرام بفرستید منتظرتونم ...[گریه]