آتش بر فراز کوه...

.

.

میشمارم...

 

 هفت ، هشتاد و دو ، صد ...

 

آهسته میآیند ... مردم !

 

هر یک ،  از یک رنگ !

 

و یک پرچم ...

 

و زیر پرچمش ، هرکس به دین خویش ...

 

میشمارم ...

 

پنج حلقه ...

 

راستی که

 

 

 ذهن این مردم چقدر از  "دوستی"  دور است ! 

 

 

...   ...   ...   ...   ...

 

پ ن .

 

واژه ، تازه نمیشود وقتی هوای تازه نیست ...

.

.

/ 9 نظر / 12 بازدید
آيه هاي دلنشين

سلام دوست عزيز هيچ شده دلت بخواد روزي يه آيه مهمان خدات باشي؟ اگه دوست داري يه سر بيا خونهء خودت... آيه هاي دلنشين روي يك آيه بخوان و زمزمه كن.. شايد به دل تو هم نشست... و با ما همنشين شدي... شايد بد نباشد هر روز صبحمان را با كليك آيه هاي دلنشين و زمزمه يك جمله از خدايمان نوراني كنيم... اگر موافقي هر روز يك كليك نوراني با ما باش يا علي

نگاه

سلام وبلاگتون خیلی خوشکله من شعرام از خودمه خوشحال میشم بهم سر بزنید و دربارش نظر بدید

خلود

ولی گاهی لازمه هوای تازه واژه تازه ست... سییه ,سپید و سبز سبز می درد دل سیاهی انگه که رشد کند در دل سپیدی عکس گوشه وب ات را می گویم...

بنفشه

فرداد عزیز.. همیشه میخونمت..اما حیف حرف نمیتونم بزنم..چون شاید اشتباه فهمیده باشم.[گل]

محمود

سلام و عرض ارادت گرامی...روزگار به کام[گل][گل][گل]

زیتون

سلام زیبا بود فردادم خیلی زیبا [گل]

فریبا

واژه ، تازه نمیشود وقتی هوای تازه نیست ... .چقدر این جمله زیباست!

فریبا

اگر موافق باشید تبادل لینک کنیم.[لبخند]