هرآنکس که دندان دهد ، نان دهد...

.

.

پالیزبان ،

به ستوه است .

اسطوره،

کوره راه بلد نیست،

طفل ،

گهواره  میبخشد ، به درنگی  ازِ اعتماد.

رازی نهفته نیست .

راهی نمانده سخت.

پارو نرن

با یست !

من ،

خلوتی بلدم ،

که به رودَش ، شراب نیست.

باغی ،

          که اندازهء دل است.

من ،

چراغی دارم ،

-         بینا ...

و سکوتی ،

                     -    گویا ...

از همین آینه راهش پیداست !

از همین راه ِ نگاه ...

لخَتی درنگ ،

حالا بُرو.

...

گهواره را ،

به همان رسم،

نقد کن .

بشتاب !

میرود اسطوره ،

پی یک کار دگر ،

پی ِ نان !

با منی؟

بشتاب !

نفسی روشن کن.

پای اسطوره

به راهش بگذار.

نان ، خودش میداند با دندان .

 

23/11/2008

سیدنی

.

.

.

/ 28 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهتاب

مهتاب

سلام ببخشید اشتباه شد.متن خالی فرستادم. خیلی دیر کردین. دلمون تنگ شده . بنویسین تا بخونیم بلکه رفع دلتنگی بشه.

دبیرخانه ی نخستین جایزه ی ادبی ایران

فرهیخته ی گرامی با سلام و احترام فراوان ضمن تبریک فراوان به مناسبت انتخاب شما برای حضور در " دایره المعارف داستان نویسان و شاعران ایران " برگزارکنندگان " نخستین جایزه ی ادبی ایران " حضور شما را در این مجموعه ی فاخر مایه افتخار خود می دانند . جهت کسب اطلاعات بیشتر در این خصوص می توانید همه روزه به جز روزهای تعطیل از ساعت 9 الی 14 از طریق شماره ی تماس 05118458164 با ما در تماس باشید . همچنین دبیرخانه ی الکترونیکی نخستین جایزه ی ادبی ایران نیز از طریق همین پست الکترونیکی با شما در ارتباط می باشد . با توجه به اینکه شما آثارتان را از طریق پرشین بلاگ برای ما ارسال نمودید به ناچار از این طریق با شما ارتباط برقرارکردیم . ضمن اینکه مدیریت علمی سایت جایزه ی ادبی ایران از شما دعوت می کند تا در قسمت لینک های این سایت حضور داشته باشید با مهر دبیرخانه ی نخستین جایزه ی ادبی ایران

پیمان

تنهایی خیلی سخت. یه سری دارن ولی فکر میکنن تنهان. اما یه سری مثل من داشتن اما حالا ندارن. من هم از دست دادم هم تنهام. دوستون دارم. پیمان

محمود

خداحافظ تمام سهمم از دنیا خداحافظ طلوع مانده از فردا

نسرین

سلام من به آن سپیده صبحی که وقت سحر به ناز بالش احساس سر گذاشته و در خواب است سلام من به تو به عشق به زندگی سلام..... مثل همیشه عالی بود...

مهتاب

کی میاین؟ کجایین؟ گفته بودین سرتون شلوغه اما این قدر دیرخیلیه ها!

محمود

خداحافظ تمام سهمم از دنیا خداحافظ طلوع مانده از فردا کویرم خالی از باران و شبنم خداحافظ تو ای آبی ترین دریا

نسیم

زیبا بود بدون اقرار زیبا بود شاعرانه هایتان جاودان[گل]

افشین

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل] تير آرش در کمانم، نام ايران بر زبانم، سرکشم چون کوه آتش، آتشم، آتشفشانم چون سياوش پاک پاکم، همچو رستم پهلوانم، کاوه ام تارپود کاويانم، من ز ماد و از هخايم، از ارشک، ساسانيانم، مازيارم، بابکم من رهبر آزادگانم، جشن يلدا، جشن نوروز هم مهرگانم، [گل] زاده پاک اهـــورا، از نژاد آريـــانم [بدرود]