پست های ارسال شده در آدر سال 1388

وطن

نگاهت میکنم از دور چه راحت میشود خندید. چه راحت میشوی بی من. چه راحت میشود وقتی که میمیرم ، بگویم هست.      
/ 0 نظر / 7 بازدید
قفسی ساخته ام. باب تنهائی خویش. شاید این تنها  ئی ، جای دوری برود و من  اینجا ، دست تنها باشم. در قفس ، کودکی  هست خوشحال. بی ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 11 بازدید