معلم بد !

.

.

تو نمیدانی چیست...

شرح یک حادثه ،

-         زیر شلاّق !

تو ،

نمیدانی چیست.

تو همیشه زده ای

-         با شلاّق !

تو ،

نشاشیده ای زیر گل شب بوی "پوتـین" !

شاید از ترس !

به پندار شما ، البته !

من،

شما،

                        - تا نفس آخر ِ پاسخ

                                          به تکاپوی حیات،

-         یعنی  دم مرگ !

به توی بی مقدار ،

به تو بد خوی شقاوت انبار،

به تو بیهوده ولی در تب و تاب ِ انکار،

به تو من،

کوچکترین احترامی نمیگذارم!

چه رسد که بگویم: شما !

پول نفت هم ، روش !!

...

تو، بزن باز مرا!

.

.

/ 15 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهتاب

تو بزن باز مرا!!!!!! کاش به من سر میزدین کاش........

صدف راد

باز زدی تریپ غمگینی....

آزاد عندلیبی

درود دوست خوبم ، با یک بار خوانشت نمی توانم به نقد شوم ، در نگاه اول ، تسلط زبانی خوبی دیدم . و به گمانم ، سبک خوبی داری ، تنها مقداری ، تلنگر - ضربه - را چاشنی کن! [گل]

مریم م

سلام در مورد زندگی و تحصیل در استرالیا اطلاعات می خواستم. مرجع کامل و موثقی هست که بهم معرفی کنید؟ یا اصلا خودتون که اونجا هستید می تونید بهم کمکی بکنید؟! (خواستم بهتون ایمیل بزنم، هر چه گشتم در وبلاگ پیداش نکردم!)

محمود

روزگاری مردم دنیا دلشان درد نداشت. هرکسی غصه اینکه چه می کرد نداشت.چشمه سادگی از لطف زمین می جوشید. خودمانیم زمین این همه نامرد نداشت[قهر]

محمود

سپاس از لطف بیکرانت دوست همیشگی ام[خداحافظ][گل][گل][گل]

مهتاب

سلام... چرا خیلی وقته که نمینویسین؟ حیف این قلم نیست که ساکت باشه؟

متین

نه آب‌اش دادم نه دعایی خواندم، خنجر به گلوی‌اش نهادم و در احتضاری طولانی، او را کُشتم.. به او گفتم: به زبان دشمن سخن می‌گویی! و او را کُشتم!

مروارید عرفان

سلام دوست خوبم [گل] غمی گنگ در بین سطور نوشته دلنشینت احساس میشود . مرا بیاد این شعر انداخت : طپیدنهای دلها ناله شد آهسته آهسته . رساتر گر شود این ناله ها ، فریاد میگردد. همواره دلت شاد و غمت بر باد[قلب]