تو را ریشه یابی میکنم

،

،

تو را ریشه یابی میکنم

بی پیشداوری

- که حق مسلم ما بود.

کدام نشانه را بر طنین صدایت آویختی

تا بهانه ای برای آرامشم شود؟

رنگ از کدام حادثه بر چهره ات نشست؟

که زخم تازیانه ء عشق را  ،

چون زینتی گران،

بر گرده نهادم و ملامت کردم

 

آسمان را...

و زمین را...

که این درد را تحملشان نبود...

که آدمی ،

همزاد را جستجو کند

به خیالی هوشیار...

زنده...

و مجسم.

...

به من چه که میراث آسمان ،

در تابوتی ارغوانی

یا سیاه...

ویا هر زهر مار دیگر...

به امانت زمین

واگذاشته میشود !

                    خدا و آسمانش چه تسلی میدهند اگر

                     اینکه امروز دوستش دارم ،

                     مرا به خود واگذارد... فردا ؟

،

،

/ 23 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیر

...و گاه کلامی که خود دنیایی از بودن ماست تسلی بخش است و گاه تسلی دادن در از دست دادن است / پیروز باشی

رويـــــا

سلام و ممنون از لطفتون در صورت امكان نشاني پست قديمي كه از جانب من برايتان گذاشته شده بود را بدهيد تا ياداوري و مرور گذشته برايم مقدور باشد.

ص د ف

این روزها دلم فقط برای خودم می سوزد....و دل بیقرارم.....مطلبت خیلی به دلم نشستت حرفای منه...خط اخر[گریه]

هدی

سلام قشنگ بود موفق باشی

مروارید عرفان

[چشمک]سلام به فرداد عزیز دوست خوبم [گل] خوشحال از حضور پرمهرت . شعر لطیف و دلنشینی سروده ای [دست] فردا که نیامده چرا نگرانش هستی ؟ شاید تا ابد با تو بماند [چشمک] همواره دلت شاد باد . [خداحافظ]

متین

بازهم رد پایی مبهم...

خلود

آه! از این درد بی درمان

صبا

کولی خفت تا به ابد شاید... فرداد حذفش کردم! توی یک لحظه فقط...[ناراحت]

گلاله

تو رو خدا به منم سر بزن چقد شعرات عالیه با اجازه چن تایی رو دزدیدم واقعا عالین