بهاران 

         خجسته

                          باد !

/ 16 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

سلام ... سال نو شما هم مبارک کم پيدا شديد ؟! راستی اوللللللللللل

ایلیا

سخت کار ما بود که از ما خدا.....

مبينا

سلام فرداد عزيز... با آرزوی زيباترين بهار برای تو ... سری هم به ما بزن ...

محمود

سلام فرداد جان... کم پیدایی؟؟؟ ... سری به ما بزن

محمود

سلام با معرفت ديگه چرا نمينويسی ؟؟؟ فکر ماها رو کردی؟؟

محمود

آغازكن مرا پی تكرار لحظه ها با چرخش مداوم و غمبار لحظه ها درسينه ام بكار تپش های بيقرار تا گل کند دوباره به ديدار لحظه ها با من مگو ز رفتن فرد ا كه می رسد ناگه زراه ديو سيه كارلحظه ها اینجا كنارساعت ديواري بزرگ بی تو شده ست صحنه پيكار لحظه ها جزانتظارهيچ بلد نيستم عزیز تا لحظه ی گذشتن نا چار لحظه ها هرگزگمان مبركه پس از توكسی دگر جاری شود به چشمه پندار لحظه ها هر رنگ شسته می شود و رنگ مهرتو عمری نشسته بر در وديوار لحظه ها جانا! مرا ببخش كه تكرارمی شوم همپای خسته گی پی اصرار لحظه ها دربستر وصال تو غم خواب ميشود مجروح انتظارم و بيمار لحظه ها .....سلام ..... به روزم و منتظر حضور گرم و با صفای تو مهربون هستم ... در پناه حق..... دوستدار شما محمود

محمود

به جنگل بی درخت قدمی بگذار و بر درختان بی برگ و شاخه اش نظری بي افکن که شايد پرندی عريان در آن زمزمه ای کند.!ميدانی پرنده کوچک قلبش از به درد آمده بود صدايش را من شنيدم .!!هميشه نجوايش در گوشت خواهد ماند.. اين را خوب ميدانم..شايد ناله ی دلی باشد...گمشده و گم کرده تر از اين بی هويتی...!ميدانی شايد آن پرنمده در انتظار روزی است که شکار شود..؟؟؟با تو به تو ميگويم..:..: بگو شکارش کنند...او تنهاست و زمزه هايش ديگر رنگ و بوی گذشته را ندارد...اين را خودش هم خوب مي داند و منتظر است...منتظر ..منتظر