وحشت آباد

.

از پشت میله ها ،

 

به کجا میکنی نگاه ؟

 

آماس کرده چشم امیدت به انتظار .

 

این زخم کهنه ی  بد رنگ ِ بی گـُدار .

 

دنیا به کار خویش  ،

 

سماوات ، بندِ  ریش ...

 

از پشت میله ها ،

 

به امیدی ، سراغ نیست.

 

 

کاین شهر ِ بی تلاطمِ بی اعتبار ِ پَست ،

 

جز چند چراغ موشیِ کم سوش ،

 

چراغ نیست.

 

وین ساکنانِ مرده ی  ترسوی ِ کم حواس ،

 

جز اندکی ،

 

به خدا ش اعتقاد نیست.

.

.

/ 20 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساسان

«تا كي براي چشمت آذين كنم جهان را ؟» قلبم شروع كرده عمدأ تكـــــــان تكــــــــان را باران ترانه اش را با لـــحن غــــــــــم نخواند باشد عوض كنـــــي تـــــــــو تقدير آسمان را اين برگه را بگيريد مردودي ام كه حتميست وقتي اشاره كردي پـــــايــــان امتحــــــان را هــــــر و هـــر دقيقه برنامه ام همين است گـــــــم مي كنم تو را تا پيدا كنم زمــــان را يك لحظه صبر كـــــــن نه من اشتباه كردم تــــــــو كه قبــــــــول داري تقير اين جوان را شـــــب انتظار دارد در او ســــــــتاره باشم امـــــا مي شمـــــارد دستان مهــــــربان را يا با بهــــار همــــــراه يا با خودت بيــــــــاور حتي شبي زمستان ، حتي كمي خزان را من از قرار معلوم يك عمـــــر صبـــــــر دارم تا كــــي براي چشمت آذين كنم جهان را ؟

زري

ممنون كه وب منا مورد محبت قرار دادي [شوخی]

پدربزرگ

سلام فرداد جان شعرت با حال و هوای جایی که این روزها هستم عجین شد و حس غریبی داد خوشحالم که دوستانی مثل تو به یادم هستند. طاعات قبول.

پدربزرگ

سلام فرداد جان شعرت با حال و هوای جایی که این روزها هستم عجین شد و حس غریبی داد خوشحالم که دوستانی مثل تو به یادم هستند. طاعات قبول.

نسیم صالحی

ممنونم به من سر زدید منتظرتون می مونم همیشه

الف.مینو سپهر

فردادجان بادرودی گرم....... [گل] زندان و زندان...... به گستردگی یک سرزمین واین همه اسیر...... اسیرباورهای عهدتردید وشک...... شعله فروزان راه تفکر و ما درگرداگرد ... من گنگ خواب دیده وخلقی تمام کر....... مانند همیشه از دلنوشته زیبایت شور ودلواپسی موج می زند تندرست وبهروز همچنان شکوفا باشی دوستدار همیشگی شما [گل][گل]

نیلوفر

سلام فرداد جان وبلاگ ساده و زیبایی داری فقط یکم مطالبت سنگینه موفق باشی

مروارید عرفان

سلام دوست خوبم [گل] چون همیشه دلنشین و لطیف و پر معنی[دست] از پشت میله ها ، به امیدی ، چراغی نیست . خیلی بدلم نشست .

مهربون

شاهین جان شعرات قشنگه ولی چرا این خشم خشم-خشونت - ...... به وبلاگ تنهایی من هم سر بزن خوشحال می شم

دبيرخانه ي جايزه ي ادبي ايران

سلام از اينكه اثر ادبي تان را از طريق سايت پرشين بلاگ براي نخستين جايزه ي ادبي ايران ارسال نموديد سپاسگذاريم . لطفا در صورت اينكه تائيد مي نماييد كه اثر ارسالي تان متعلق به خودتان و براي شركت در فراخوان نخستين جايزه ي ادبي ايران مي باشد ، مشخصات كامل خو را از طريق ايميل سايت جايزه ي ادبي ايران براي ما ارسال نماييد . لطفا حتما در ايميلتان كد اثر خود را نيز براي ما ارسال نماييد . با مهر دبيرخانه ي نخستين جايزه ي ادبي ايران كد اثر شما : 4013