آزادی...

سری به من بزن که من

سرم به سنگ ميزنم!

زتنگی دلم نشان ،

به قلب سنگ ميزنم.

چه گفتمت که رفته ای ؟

چه کردمت مگر ... بگو

که بی نشانه رفتی و

... به سينه چنگ ميزنم.

مگر به کوی من نبود

نشانه ای ز عاشقی؟

مگر تبار من به عشق ...

بيستون بنا نکرد ؟

مگر نگفتـمت بمان

که من به صد برابرش ...

... به ناخنی ،

به زخمه ای ،

 به رشته ای  ز  پـودِ  دل ،

ستیغ  ِ کوه ميکنم ؟  

                                            تمام آرزوی من ...

نشستنم کنار تو!

دو بيت شعر گفتن و نگفتنم برای تو!

نبودنت کنار من ،

مرا به بند ميکشد ...

... به تازيانه ميزند !

غذای من ،

تو بوده ای ..

که بی غذا نشسته ام !

سرود من ،

تو بوده ای ..

که بی صدا نشسته ام !

غنودنم به سايه ات ،

مگر چه بی عدالتيست ؟

که انتقام ميکشند  ...

... انتقام ميکشند ...

...انتقام ميکشند .

چه گفتمت که رفته ای ؟

چه کردمت مگر ... بگو

که بی نشانه رفتی و

... به سينه چنگ ميزنم.

.

/ 19 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تينا

می دانم که می مانی پس لااقل باران را بهانه کن.. مثل هميشه خواندنی و دلنشين م.ن.ت.ظ.رم بيا

م ر ي م

ج.ش.

1 آهسته تر قدم بردار گل قالی احساس درد می کند 2 اشاره انگشت گفت: نباید خطا کنم 3 اگر بخواهی و بگذاری عبور عقربه های ساعت آهسته می شود 4 ... سلام فرداد عزيز شعرتان بسيار زيبا بود ممنون که خبرم کرديد

پاييز بانو

آهسته تر قدم بردار گل قالی احساس درد می کند....

صبا

يادمان هست به خدا يادمان است که نيست... واژه هست ونای گفتن نيست... همه اش شده است بغض و همانجا /جا خوش کرده است...

صبا

تو باش و قلم بزن واژه برقصان...

لنی

سلام...به روزم و منتظر حضور گرمتون

ladybird

سلام...شعرات بسیار زیبا و با معناست...خوشحالم هنوز شاعر های خوب داریم که زیبا میگن...مرسی از حظورت در وبلاگم..باز هم از این کار ها بکنید.

ف.شيدا

سلام بيان زيبائی از احساس بود که بخوبي شکل گرفت و به گويائی دلتنی را نقش زد هميشه زيبا مينويسيد از خواندنش لذت بردم موفق وشاد باشيد وممنون از حضور هميشی شما در آشيانه شعر

پدربزرگ

سلام و فراوان سلام٬ درود و فراوان درود٬ از اينکه دير به دير مهمانتان می شوم٬ يک دنيا پوزش٬ باز هم در آمدنی ديگر٬ مهمان شعر عشقتان شدم٬ ممنون.